آخرین ویدیوها

جدیدترین مطالب

در مسیر انتقام | اولین نگاه به The Last of Us Part Two
کنسول و بازی شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۰:۰۰

در مسیر انتقام | اولین نگاه به The Last of Us Part Two

چند روز پیش بود که در نظرسنجی رسمی شرکت سونی از میان کاربران، عنوان محبوب و نام آشنا ناتی داگ، یعنی The Last of Us, موفق شد به عنوان برترین عنوان دهه لقب بگیرد.ناتی داگ که پیش تر با ساخت بازیهایی مانند Crash و Uncharted موفق شده بود محبوبیت و مقبولیت بسیار زیادی در میان مخاطبان و منتقدان کسب کند، با The Last of Us کارنامه هنری خود را تکمیل ساخت. عنوانی فوق العاده خوش ساخت که با روایت داستانی جذاب از دل کلیتی کلیشه ای، و همچنین استفاده از عناصر عمیق سینمایی در روایت داستان، موفق شد یکی از به یادماندنی ترین داستان های نسل هفتم را خلق سازد.

پس از عرضه موفقیت آمیز The Last of Us در سال ۲۰۱۳، که با فروش هشت میلیون نسخه ای و تعداد بسیار زیادی از جوایز سال همراه شد، شایعات در مورد نسخه بعدی این عنوان آغاز گشت. یک اصل در اصل در صنعت گیم وجود دارد. اگر یک عنوان جذاب و سرگرم کننده با فروش خوب مواجه شود و داستان بازی نیز پتانسیل ادامه دادن را داشته باشد، نسخه یا نسخه های بعدی اجتناب ناپذیر به نظر می رسند. این نکته در مورد The Last of Us نیز صدق می کند و با توجه به اینکه پایان بازی به گونه ای بود که ادامه اتفاقات پیرامون Joel و Ellie را ممکن می ساخت، بسیار از هواداران و بازیبازان منتظر بودند تا نسخه دوم این عنوان نیز ساخته شود. با توجه به درگیری و مشغول بودن تیم اصلی ناتی داگ جهت توسعه و ساخت Uncharted 4, تا سال ۲۰۱۵ هیچ کس توقعی از ناتی داگ جهت معرفی نسخه دوم نداشت. در ادامه و پس از عرضه Uncharted Lost Legacy بود که هواداران با توجه به فارغ شدن نسبی ناتی داگ از پروژه های دیگر، انتظار معرفی The Last of Us 2 را داشتند. از آن زمان چندسال می گذرد و هم اکنون که نسل هشتم آخرین نفس های خود را می کشد، کمتر از شش ماه دیگر شاهد عرضه یکی از مورد انتظار ترین عناوین نسل هشتم خواهیم بود. در این مقاله نگاهی به این عنوان مورد انتظار انداخته ایم. با من و گیمفا همراه باشید با اولین نگاه به The Last of Us part Two…

صورت الی در این تصویر خود گویای همه چیز است. پر از نفرت، پر از خشم، پر از حس انتقام…

نگاهی به شخصیت های بازی و وضعیت فعلی آنها

  • شخصیت Joel: پروتاگونیست بازی که یکی از بازماندگان و نجات یافته گان حادثه Cordyceps Brain Infection به شمار می آید. پس از کشته شدن دخترش Sarah, بسیاری از خط قرمز های اخلاقی و باید و نباید های زندگی او تغییر یافت‌. در دنیای بازی، Joel نقش یک قاچاقچی در بازار سیاه را داراست و به جابه جایی موارد و کالاهای غیرقانونی مانند سلاح اقدام می کند. اما جایی همه چیز برای او تغییر می یابد که او توسط رییس Fireflies یعنی Marlene ماموریت می یابد تا از دختری به نام Ellie مراقبت و محافظت کرده و او را به بیمارستان و مقر Fireflies برساند. این جاست که پس از سالها دوباره احساسات در وجود Joel شروع به جان گرفتن کرده و او با گذشت زمان رابطه پدر-دختری با Ellie برقرار می سازد. وضعیت فعلی: زنده
  • شخصیت Ellie: دختری چهارده ساله که در طول بازی نقش شخصیت همراه Joel را برعهده داشته و در یکی دو قسمت از بازی و همچنین بسته الحاقی Left Behind, او به عنوان شخصیت قابل بازی در روایت داستان ایفای نقش می کند. با توجه به این نکته که الی در دنیای پسا آخرالزمانی به دنیا آمده و بزرگ شده است، اتفاقات و حوادث تاریک و سختی را پشت سر گذاشته است. اما از طرف دیگر همین حوادث او را به دختری شجاع، نترس و بی پروا تبدیل کرده است. او از ابتلا به Cordyceps ایمن است و به همین دلیل است که Fireflies قصد دارد با انجام مهندسی معکوس، بتوانند پادزهر یا داروی مقاوم ویروس را بدست بیاورند. وضعیت کنونی: زنده(شخصیت اصلی نسخه دوم)
  • شخصیتTess: او در مراحل ابتدایی بازی به عنوان همراه Joel ایفای نقش می کند. او به نوعی شریک و همکار Joel به شمار می آید و در طی مأموریت های مختلف به همراه او، نام و اعتباری قابل توجه در میان بازار سیاه وو جامعه بازماندگان بدست آورده است. در همان مراحل ابتدایی او به همراه Joel و Ellie راهی مقر Fireflies در بوستون می شوند تا با تحویل دادن Ellie, سلاح های دزدیده شده از آنها را از پس بگیرند. اما پس از رسیدن به آنجا آنها در می یابند که تمامی اعضای Fireflies کشته شده اند و در همان زمان Tess فاش می سازد که ساعتی قبل توسط یک Runner گازگرفته شده است و در نتیجه خود به زامبی تبدیل خواهد شد. در آخرین لحظات زندگی خود نیز Tess با وجود وضعیت جسمانی نامطلوب، به مقابله سربازان و دشمنان می پردازد تا به Joel و Ellie امکان فرار بدهد. وضعیت فعلی: مرده
  • شخصیت Bill: بیل یکی افرادی است که از قبل با Joel آشنایی داشته و‌ در مراحل ابتدایی داستان به او Ellie کمک می کند. او در شهری سکونت دارد که نقاط بسیاری از آن را تله گذاری کرده است‌. با وجود رفتار ها و واکنش های ضد و نقیض Bill, او به Joel و Ellie در راه اندازی ماشین کمک می کند. رفتار و صحبت های او با Ellie اکثرا با لحنی تند و تلخ بوده و Ellie نیز همواره با کنایه و درشتی با او صحبت می کرد. وضعیت کنونی: زنده
  • شخصیت Merlene: او رییس و فرمانده Fireflies و نزدیک ترین شخص یه Ellie قبل از شروع اتفاقات بازی به شمار می آید. او در قبال پس دادن سلاح ها به Tess و Joel, به آنها مأموریت می دهد تا Ellie را به بوستون منتقل سازند. از دید Marlene, تمامی اعمال و رفتارهای او و گروهش قابل توجیه و منطقی هستند و او معتقد است دارد به انسانیت و بشریت خدمت می کند. او ففط در بخش پایانی بازی حضور دارد و در آنجا بدست Joel کشته می شود. وضعیت کنونی: مرده
  • شخصیت Tommy:برادر Joel و یکی از شخصیت های مهم فرعی نسخه اول است. در وقایع ابتدایی داستان که منجر به کشته شدن سارا می شود او حضور دارد و حتی جان Joel را نیز نجات می دهد. او از اعضای سابق Fireflies است. او بعد تر در اواسط بازی دوباره به Joel ملحق شده و به او کمک می کند. وضعیت فعلی: زنده

با توجه به وقایع نسخه اول، باید گفت از بین شخصیت های فرعی نسخه قبل، بیشتر از همه امکان حضور Tommy در بازی وجود دارد. خصوصا با توجه به رابطه خویشاوندی او با Joel، حضور او هر چند به صورت کوتاه و مقطعی دور از ذهن نیست. البته از طرف دیگر نیز ممکن است که سرنوشت Tommy در بین این پنح سال که از نسخه اول می گذرد، دچار تغییر شده باشد و از طرف دیگر با توجه به تمرکز داستان بر روی الی، ممکن است به کل شاهد حضور او نباشیم. حضور شخصیت Bill بسیار نامحتمل است خصوصا از آنجایی که او در نسخه اول نیز فقط شخصیتی مکمل و محدود برای یک چپتر بازی به شمار می آمد و از طرف دیگر دلیل خاصی برای استفاده از او در وقایع نسخه دوم وجود ندارد. در واقع باید گفت آن طور که به نظر می رسد،ناتی داگ و در رأس آنها نیل دراکمن به عنوان نویسنده ارشد تصمیم گرفته اند تا گروه شخصیت های مکمل و فرعی نسخه دوم را به کل از نو خلق ساخته و شخصیت های جدید و متفاوتی در روند بازی به بازیبازان معرفی ساختند. تریلر های منتشر شده از بازی نیز همگی خبری از تعداد قابل توجهی شخصیت مکمل جدید می دهند. در مورد نقش Joel در نسخه دوم نیز باید اشاره کرده به نظر می رسد رابطه عاطفی بین او و الی همانند نسخه اول گرم و صمیمانه نیست و به نطر می رسد واقعه یا اتفاقاتی باعث شده اند این دو که در نسخه اول مانند پدر و دختر بودند، اکنون کمی از هم دور شوند. البته این مسأله بیشتر حدس و گمان است و بدیهی است هر گونه قضاوت قبل از عرضه بازی غیر منطقی است. با توجه به این نکته که به نظر می رسد در اکثر مراحل Ellie به تنهایی به مقابله با دشمنان خود می پردازد، مشخص نیست که آیا Joel به عنوان شخصیت همراه در بازی حضور خواهد داشت یا صرفا به روایت و پرداخت داستان کنم خواهد کرد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که احتمال بدست گرفتن کنترل Joel به عنوان شخصیت قابل بازی نیز وجود دارد که البته در این مورد نیز نمی توان هیچگونه نظری داد‌.

داستان این نسخه به مراتب تاریک تر و سیاه تر از نسخه ی قبل است و کاملا با دو مفهوم انتقام و نفرت در هم آمیخته. این بار دیگر Ellie آن دختر بچه معصوم نسخه اول نیست و حالا او، به دنبال انتقام است. انتقامی خونین و مرگبار…باید دید در این بین Joel به چه طریقی به الی کمک خواهد کرد و سرنوشت آن دو چه خواهد شد.

نگاهی به تغییرات احتمالی در گیم پلی بازی

با توجه به این نکته که الی از لحاظ جثه، قدرت بدنی و مهارت در نبرد تن به تن طبیعتا از فردی مانند Joel ضعیف تر است، به نظر می رسد سازندگان تلاش کرده اند تا نبرد های تن به تن و نزدیک را اصلاح سازند. یکی از این تلاش ها جهت اصلاح نبرد های تن به تن، اضافه شدن قابلیت Dodge یا همان جاخالی دادن به گیم پلی بازی است. همانطور که در گیم پلی منتشر شده از بازی دیدیم، استفاده از Dodge در زمان به موقع و به شکل مناسب، می تواند از وارد شدن ضربات نزدیک و فیزیکی مانند قمه، تبر، یا چوب جلوگیری کند. با اضافه شدن Dodging, به نوعی ضعف نسبی توان فیزیکی Ellie جبران می شود و با استفاده از ترکیب حملات خود الی توسط سلاح سزد مانند تبر یا قمه با جاخالی دادن به موقع، الی می تواند دشمنانی که از او بزرگتر، قوی تر و سخت جان تر هستند را نیز از پای درآورد.
نکته دیگر مربوط به بخش طراحی مراحل و مناطق بازی است. ناتی داگ در دو بازی آخر خود یعنی Uncharted 4 و Uncharted Lost Legacy دست به ساخت محیط ها و لوکیشن هایی با وسعت زیاد در داخل فضای خطی و محدود زد‌. با این کار، این امکان به بازیبازان داده می شد تا با صبر و حوصله، دشمنان را به طرز مخفیانه‌ از پای درآورند. محیط های بزرگتر همچنین فضای بهتر و بستر مناسب تری را برای نبرد رودررو و تیراندازی های احتمالی فراهم می سازند چرا که دست بازیبازان در انتخاب مکان و شیوه حمله بسیار باز است. بر اساس گفته های Neil Druckman, در The Last of Us part Two نیز قطعا شاهد محیط هایی بزرگتر و چندلایه تر خواهیم بود که گزینه های مختلفی را پیش روی بازیبازان قرار خواهند داد.
همچنین شاهد یک نوع جدیدی زامبی ها نیز خواهیم بود. دشمنانی به نام Shambler که با ترشح کردند مواد سمی یک ابری از سم را از خود به جای می گذارند که این سم محیط مشخصی را فرا می گیرد و به موجودات زنده آن قسمت آسیب می رساند. اگر الی در این ناحیه سمی قرار بگیرد آسیب می بیند و از طرف دیگر اگر موقعیتی را تصور کنید که یک Shambler, چند Runner و‌ یک Clicker در حال نزدیک شدن به الی هستند، آن وقت مشخص می شود که چه چالش سختی پیش روی بازیبازان قرار خواهد گرفت. به گفته نیل دراکمن، حضور Shambler ها نوع جدیدی از چالش را با مبارزات بازی تزریق خواهد کرد و از طرف دیگر حضور Shambler ها در کنار Runner ها و Clicker ها، می تواند کاملا اوضاع را پیچیده و سخت سازد. در پایان نیز باید اشاره کنم که ابر سمی پخش شده توسط Shambler ها نه تنها به الی آسیب می رساند، بلکه جلوی دید او را نیز می گیرد و به همین دلیل در همچین شرایطی او بسیار نسبت به محیط اطراف خود و دشمنانی که نزدیک او هستند آسیب پذیر می گردد.
جالب است بدانید علاوه بر موارد یاد شده، سازندگان تلاش کرده اند تا بازی و اتمسفر آن را یک قدم دیگر به ولقع گرایانه بودن نزدیک سازند. برای مثال هر کدام از دشمنان معمولی بازی دارای اسم منحصر بفرد خود هستند و اگر یکی از آنها گم شود دیگران با نام او را صدا زده و به دنبال او می‌گردند. همچنین اگر یکی دشمنان را در جلوی چشم دیگران بکشید به نظر می رسد دیگر افراد آنها با خشم و ناراحتی نان او را فریاد می زنند و احساساتی می شوند و می‌خواهند به هر طرقط شما را از پای درآورند. این نکات کوچک شاید آنچنان نقش مهمی در روند مبارزات نداشته باشد، اما می تواند حال و هوای بازی را به واقعیت نزدیک تر سازد.

پیشروی از طریق مخفی کاری و یا از طریق درگیری و نبرد مستقیم کاملا امکان پذیر است. انتخاب با شماست…

در ادامه نگاهی خواهیم داشت به انتظاراتی که از این عنوان مورد انتظار داریم…

۱-داستانی سینمایی،جذاب و گیرا با تعلیق بالا

یکی از مواردی که باعث شد نسخه اول بسیار موفق و محبوب ظاهر شود، داستان فوق العاده جذاب و با کیفیت بازی بود. داستانی که با یک تراژدی بزرگ ( مرگ سارا ) آغاز شد و با یک حرکت قهرمانانه ( اگر بتوان این لقب را داد ) از سوی Joel در جهت نجات Ellie به پایان رسید و در این بین شاهد اتفاقات و لحظات مختلفی بودیم. از مرگ همراهان و دوستان گرفته تا خیانت و شکست و امید…در واقع می توان داستان نسخه اول را معجونی فوق العاده از تمامی ویژگی‌های داستانی دانست. تمامی مفاهیم اصلی چون انتقام، فداکاری، بخشش، نفرت، خیانت و… به ماهرانه ترین شکل ممکن در لابه لای داستان و وقایع بازی گنجانده شده بودند بدون اینکه در این زمینه زیاده روی شود. شخصیت پردازی هم در نسخه اول بسیار درجه یک و استاندارد کار شده بود و به بهترین شکل ممکن امکان برقرای ارتباط با شخصیت های مثبت و منفی را به بازیبازان می داد. شخصیت پردازی چندلایه و عمیق در کنار صداپیشگی مناسب و هماهنگ شخصیت ها، موجب شد میان پرده های بازی حال و هوای کاملا سینمایی پیدا کنند. از استفاده متفاوت و فوق العاده از زوایای دوربین و کارگردانی دقیق سکانس های مختلف نیز نباید چشم پوشی کرد که در این زمینه بسیار تاثیرگذار بودند.

حال با تمامی این اوصاف، بدیهی است که انتظارات از بخش داستانی بازی بسیار بالاست و تمامی هواداران و منتقدان، انتظار یک داستان جذاب و گیرا و درجه یک، با شخصیت پردازی مناسب و چند لایه را The Last Of Us Part Two دارند. بد نیست قبل از توضیحات بیشتر نگاهی بیاندازیم به اطلاعاتی که از داستان بازی داریم. The Last Of Us Part Two پنج سال پس از وقایع نسخه قبل در جریان است. جایی که Ellie نوزده ساله اکنون مرکز و کانون تمامی اتفاقات است. در این بین شاهد حضور Joel هم هستیم هر چند اطلاعاتی که از او داریم تقریبا صفر است و حتی میزان و چگونگی نقش و عملکرد او در روند داستان و اتفاقات نیز مشخص نیست. اما دو چیز کاملا مشخص و قطعی است. اول آنکه داستان بازی حول محور انتقام و نفرت می گردد و این مساله به خوبی از دیالوگ های Ellie, حالت چهره او و سرنخ های مشابه قابل برداشت است. در نمایش معرفی بازی هم Eliie صراحتا گفت «همه شونو میکشم!!!». این مساله کاملا مشخص می کند انتقام نقش بسیار پررنگی در داستان ایفا می کند و اگر بگوییم داستان حول محور انتقام می گردد پر بیراه نگفته ایم. اما نکته دوم این است که درگیری های Ellie مشخصا به یک فرقه یا Cult مربوط می شود. برخی از سازندگان بازی نیز دورادور به این مسأله اشاره کرده اند. احتمال فراوان این گروه یا فرقه در مرگ فرد یا افرادی عزیز و مهم زندگی Ellie نقش داشته اند و او اکنون به دنبال انتقام است. البته مشخص نیستدکه این فرقه یا گروه حالتی کاملا خاص دارند و به کل قوانین و عقاید خود را دارا هستند یا این که فقط گروهی معمولی از انسان ها هستند.

آن طور که به نظر می رسد داستان نسخه دوم به مراتب سیاه تر، تاریک تر و تلخ تر از نسخه اول خواهد بود. در حالی که داستان نسخه اول بیشتر پیرامون بقا و امید جریان داشت، داستان اصلی این نسخه بیشتر در مورد انتقام و نفرت است. پس طبیعتا شاهد خشونت ببشتر، مرگ و میر بیشتر و اتفاقات تلخ تر به مراتب متعدد تری خواهیم بود. با این اوصاف سیاه بودن و تلخ بودن داستان یک بازی یا فیلم، به صورت پیش فرض نه نکته ای منفی محسوب می شود و نه نکته ای مثبت، بلکه این هنر نویسنده یا نویسندگان است که بتوانند از یک ایده کلی ( مثل انتقام یا بقا ) یک داستان چندلایه جذاب و غیرقابل پیش بینی بیافرینند.

به نظر می رسد گیم پلی بازی فرمول موفق نسخه قبل را حفظ کرده، و قصد دارد تجربه ای جذاب تر و کامل تر را ارائه دهد.

در مورد نویسندگان نیز بد نیست صحبت کنیم. Neil Druckman که مسئولیت نویسندگی نسخه اول را به تنهایی بر عهده داشت، این بار نیز در سمت نویسنده و همچنین یکی از کارگردانان در ساخت بازی همکاری می کند. البته این بار بر خلاف توسعه و ساخت نسخه اول او تنها نویسنده بازی نیست بلکه یک همکار در کنار خود می بیند. خانم Halley gross… در نگاه اول نام او اصلا آشنا به نظر نمی رسد و در واقع هم The Last Of Us Part Two اولین پروژه نویسندگی او در دنیای گیم محسوب می شود، اما مسأله جایی جالب می شود که بدانید خانم Halley gross یکی از نویسندگان سریال محبوب و موفق Westworld شبکه HBO است. اگر حتی کمی اهل فیلم و سریال باشید بلاشک نام این سریال را شنیده اید شاید هم این سریال را دیده باشید. همانطور که احتمالا می دانید، تعلیق بالا، پیچیدگی ها و گره های متعدد داستانی و نقاط ابهام مختلف، مهم ترین ویژگی‌های داستانی سریال Westworld محسوب می شوند و باید دید به واسطه ی حضور این نویسنده در کنار Neil Druckman آیا شاهد داستانی بسیار چندلایه و غیرقابل پیش بینی در The Last Of Us Part Two خواهیم بود یا خیر…Neil Druckman پیش از این با نگارش دو بازی The Last Of Us و Uncharted 4 هنر بالای نویسندگی خود را به همگان ثابت کرده است. حال باید دید ترکیب این دو نویسنده ماهر و زیر دست چه نتیجه ای به ارمغان خواهد آورد.

اما برویم سراغ انتظارات…اولین مسأله مهم و مورد انتظار در بخش داستانی بازی، منطقی بودن و جذاب بودن ایده کلی بازی است. به طور کلی، ایده و مفهوم کلی یک داستان، نقش مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت آن داستان ایفا نی کند. اکنون می دانیم داستان بازی در مورد انتقام و تلافی کردن است. حال باید دید که به صورت کلی داستان بازی تا چه حد انگیزه این انتقام احتمالی را برای مخاطبان توجیه می سازد. آیا آن فرد یا افرادی که به خاطر آنها Ellie دست به یک حرکت عظیم زده، به معنای واقعی ارزش آن کار را دارا هستند؟! ناسلامتی در مورد یک انتقام بزرگ حرف می زنیم که یک بازی کامل احتمالا حول محور آن خواهد بود. البته با توجه به اطلاعات کلی که در مورد انگیزه های الی داریم، به نظر می رسد داستان بازی از این حیث قرص و محکم عمل کرده باشد.

انتظار بزرگ بعدی هواداران، شخصیت پردازی مناسب تمامی افراد و شخصیت های بازی است. چه نقش های اصلی و چه مکمل. نکته ای که در نسخه اول بسیار کامل رعایت و انجام شده بود و شاهد یک شخصیت پردازی و پرداخت مناسب برای اکثر شخصیت های بازی بودیم. همان شخصیت پردازی با کیفیت و مناسب باعث شده بود نسخه ی اول حالتی بسیار سینمایی پیدا کند و در بسیاری از لحظات این حس به مخاطب دست پیدا می کرد که شاهد یک فیلم سینمایی جذاب و خوش زرق و برق است، نه کات سین های یک بازی ویدیویی. البته خب بدیهی است تقریبا هیچ چیز در مورد شخصیت های جدید بازی نمیدانیم و هیچگونه پیشینه کلی هم حتی از آنها نداریم، اما کاملا مشخص است شخصیت های اضافه شده نیز به نوبه ی خود نقشی مهم در روند وقایع و اتفاقات ایفا می کنند.

مسأله و انتظار آخر در بخش داستانی، تعلیق بالا و غیرمنتظره بودن بخش های پایانی داستان بازی است. هر چند فکر می می کنم در این نسخه شاهد داستان روراست تری نسبت به نسخه اول باشیم به همین دلیل حدس می زنم شاید بازی از این حیث نتواند به مانند نسخه اول عمل کند. البته همه ی این صحبت ها بیشتر حدس و گمان هستند که بر اساس شناخت کلی و اطلاعات محدود مطرح می شوند، اما تجربه ثابت کرده کم نبوده است مواقعی که این حدس ها درست از آب دربیایند.

تعلیق و کشش بالا و غیرقابل پیش بینی بودن جریان بازی در داستان نسخه اول به راحتی مشهود بود و در طی بازی، با دو سه پیچش بسیار بزرگ نیز طرف بودیم. پس این مسأله هم طبیعی به نظر می رسد که انتطار بسیاری بالایی از این بخش داستانی نسخه دوم وجود داشته باشد. ناسلامتی شاهد دنباله یکی از برترین های تاریخ هستیم!!!

۲-انیمشن های حرکتی جدید

یکی از مهم ترین ویژگی‌های عناوین ناتی داگ همواره این بوده، که از لحاظ فنی و طراحی موارد جدیدی را به صنعت گیم معرفی کرده و به نوعی آغاز گر اتفاقات جالبی بوده است. معمولا بهترین، جدیدترین و واقع گرایانه ترین حرکات بدن، موشن کپچر و نحوه رفتار شخصیت ها را در عناوین ناتی داگ شاهد هستیم. فقط کافی است نگاهی به انیمیشن حرکات و اعمال مختلف دو بازی The Last Of Us و Uncharted 4 بیاندازید تا به راحتی ببینید هر دو این بازیها بهترین، روان ترین و واقع گرایانه ترین حرکات ممکن شخصیت ها را داشته اند. از مکانیزم های دویدن و جاخالی دادن Joel گرفته، تا حرکات پارکور Nathan و همینطور نبرد های تن به تن. پس از معرفی بازی یکی از مواردی که اکثرا انتظار داشتند تا ببینند، چگونگی حرکات و رفتارهای شخصیت های بازی بود. تقریبا اکثریت طرفداران انتظار داشتند تا انیمیشن های بازی The Last Of Us Part Two, یک بار دیگر سطح بالای خود را در جهان از لحاظ کیفیت و واقع گرایی نشان دهد. و درست زمانی که تریلر گیم پلی بازی به نمایش درآمد، تمامی افراد به جواب سوال خود رسیده اند. انیمیشن های حرکتی و مبارزه ای خارق العاده بوده اند. از حرکات آرام Ellie گرفته، تا جاخالی دادن ها او هنگام نبرد تن به تن تا حرکات طبیعی دشمنان در وضعیت های مختلف. انیمیشن های بازی واقعا بی نظیر کار شده اند و بیشترین شباهت را به واقعیت داشتند. حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا در تمامی لحظات بازی شاهد این چنین رفتارهای واقعی و طبیعی خواهیم بود یا این که انیمیشن های بازی عملکرد سینوسی خواهند داشت. البته صادقانه بگویم بسیار بعید میدانم که از بابت کیفیت و واقع گرایی حرکات و موشن کپچر نگرانی خاصی وجود داشته باشد و نمایش گیم پلی بازی ( با این که ملاک قطعی محسوب نمی شود ) نشان از یک بخش مبارزاتی واقعی و بی نظیر را می داد. و به احتمال فراوان ناتی داگ بار دیگر استاندارد های تعریف شده برای حرکات و انیمیشن ها در بازی های ویدیویی را یک قدم به جلو خواهد برد.

۳- بخش چند نفره لذت بخش

سوای بخش داستانی عناوین ناتی داگ، بخش چندنفره و آنلاین آنها هم اکثرا عملکرد بسیار مناسبی از خود به جای گذاشته. شاید شاهد یک بخش چندنفره بسیار عمیق و در نتیجه شلوغ نیستیم، اما به لطف گیم پلی روان و استاندارد های کلی، عناوین ناتی داگ در بخش چندنفره لنگ نمیزنند. بخش چند نفره The Last Of Us هم حالتی مشابه داشت. هر چند بخش چند نفره بازی تنها دو سه مود کلی را شامل میشد، اما به لطف مکانیزم های جذاب لذتی بالا را منتقل می ساخت. یکی از ویژگی های جالب بخش چندنفره نسخه اول، استفاده از مکانیزم های گیم پلی بخش داستانی در بخش چندنفره بود. چیزی که بسیار کم شاهد آن هستیم. از حضور قابلیت Listen mode گرفته، تا امکان ساخت و ساز یا همان Crafting و موارد دیگر. همچنین بازی تمرکز بالایی بر مخفی کاری داشت و استفاده از سلاح ها ی صدا دار بدون صدا خفه کن یا فعالیت هایی مانند دویدن، مکان فعلی شمارا به کاربران دیگر نشان می داد. در کل بخش چندنفره نسخه اول عملکرد مناسب و خوبی داشت. حال بعد از گذشت شش سال و در دوره ای که محبوبیت و گستردگی عناوین آنلاین به اوج خود رسیده است، انتظار می رود بخش چند نفره عناوین داستان محور هم کیفیت بالایی داشته باشند و طبیعتا این مسأله برای The Last Of Us Part Two هم صدق می کند.

اولین انتظار هواداران در این بخش مربوط به تعداد نقشه های بازی است. یکی از مواردی که جزء بخش های مهم تمامی بازی های چندنفره محسوب می شود. باید دید با وجود صرف تمرکز و توان بالا برای بخش داستانی، تا چه اندازه به کمیت موارد مختلف بخش چندنفره پرداخته می شود و آیا از همان اول تعداد قایل توجهی نقشه در اختیار بازیبازان قرار خواهد گرفت یا این که تمرکز اصلی سازندگان مربوط به زمان پس از عرضه است؟ البته بدیهی است سازندگان بازی در ناتی داگ از اهمیت بخش چندنفره غافل نیستند و حتما برنامه مناسب برای بالابردن جذابیت این بخش در نظر گرفته اند.

انتظار دوم از بخش چندنفره The Last Of Us Part Two این است که سعی کند در محدوده مشخصی باقی بماند و از آن خارج نشود. منظور من از محدوده مشخص تعداد مود های بازی است. برخلاف تصور فکر می کنم منطقی و عقلانی باشد که سازندگان به جای کار بر روی چندین مود متفاوت و مختلف، دو سه مود اصلی را کامل و دقیق طراحی سازند تا بازی نیز شکل منسجم تری به خود بگیرد. این اتفاق در نسخه اول رخ داد و با این که تنها شاهد دو سه مود کلی در بخش Multiplayer بودیم، به لطف عمق و طراحی خوب همان دو سه بخش، آنچنان خلأ مود های دیگر حس نمی شد. بنابراین فکر می کنم اگر سازندگان همان رویه را پیش بگیرند و تنها سه یا نهایتا چهار مود کلی در بازی قرار دهند، نتیجه خروجی بسیار استاندارد و باب میل خواهد بود.

و اما انتظار آخر از بخش چند نفره The Last Of Us Part Two این است که اهمیت پرداخت های درون برنامه ای کاهش یاید و بیشتر به ایختم های تزئینی و ظاهری خلاصه شود. متاسفانه در نسخه اول، تعدادی سلاح و البته مهارت های مختلف تنها به صورت پولی در دسترس بودند و اگر نمی خواستید هزینه ای پرداخت کنید، نمی توانستید به آن آیتم ها و مهارت ها دست پیدا کنید. مسأله جایی اذیت کننده می شد که برخی مهارت ها واقعا کاربردی بودند و اگر فردی آن مهارت ها را در اختیار داشت و شما در اختیار نداشتید، کفه ی ترازو به سمت او سنگینی می کرد. به نظرم بسیار منطقی تر است که اگر آیتم ها و تجهیزات پولی و پرداخت های برنامه ای، بیشتر به موارد تزئینی و ظاهری خلاصه شوند( مسأله ای که حتی EA نیز به انجام آن روی آورده!!! ) تا بدین ترتیب بخش چندنفره بازی بیشتر به عدالت نزدیک باشد. البته بدیهی است این مساله به تصمیم گیری مدیران و اشخاص بلند پایه استودیو بر می گردد که تا چه حد میخواهند پرداخت های درون برنامه ای در جریان بازی نقش ایفا کنند.

به صورت کلی انتظار از بخش چند نفره بازی این است که اسکلت کلی نسخه پیشین را حفظ کند و در عین حال با اضافه کردن نکات جذاب و جدید، به جذابیت این بخش بیافزاید.

نکته دیگر مربوط به بخش طراحی مراحل و مناطق بازی است. ناتی داگ در دو بازی آخر خود یعنی Uncharted 4 و Uncharted Lost Legacy دست به ساخت محیط ها و لوکیشن هایی با وسعت زیاد در داخل فضای خطی و محدود زد‌. با این کار، این امکان به بازیبازان داده می شد تا با صبر و حوصله، دشمنان را به طرز مخفیانه‌ از پای درآورند. محیط های بزرگتر همچنین فضای بهتر و بستر مناسب تری را برای نبرد رودررو و تیراندازی های احتمالی فراهم می سازند چرا که دست بازیبازان در انتخاب مکان و شیوه حمله بسیار باز است. بر اساس گفته های Neil Druckman, در The Last of Us part Two نیز قطعا شاهد محیط هایی بزرگتر و چندلایه تر خواهیم بود که گزینه های مختلفی را پیش روی بازیبازان قرار خواهند داد.

۴- مدت زمان مناسب گیم پلی و داشتن ارزش تکرار بالا

چندسالی است که بحث مدت زمان گیم پلی و یا بخش هایی مانند New game plus بسیار داغ هستند. تقریبا تمامی عناوین جهان آزاد بزرگ و برخی عناوین خطی دارای حالت New game plus هستند تا آن دسته افرادی که هنوز از تجربه بازی سیر نشده اند و از طرفی فکر می کنند پرداخت شصت دلار برای تنها یک بار بازی زیاد است، بتوانند از تجربه دوباره بازی این بار با به همراه داشتن پیشرفت ها و آیتم های خود از دور قبل لذت ببرند. همچنین مدت زمان گیم پلی بخش تک نفره هم اکثرا موضوعی داغ و بحث برانگیز بین افراد و گروه های مختلف بوده است. حال با توجه به انتظارات بسیار بالا از The Last Of Us Part Two, برخی افراد از همین الان برای تجربه بازی روز شماری کرده و در نظر دارند چندین بار بازی را به اتمام برسانند. با توجه به این مسأله و انتظارات بسیار بالای جامعه جهانی از این عنوان پیش رو، انتظار می رود مدت زمان مورد نیاز برای اتمام بازی قابل قبول و راضی کننده باشد ( فکر می کنم ۱۲-۱۵ ساعت به طور متوسط بسیار خوب است ) تا بدین ترتیب هواداران بتوانند عطش خود را فرونشانند. وجود New game plus هم می تواند ارزش تکرار بازی را بالا برود و تجربه ای جدید به مخاطبان ارائه دهد. البته هنوز هیج صحبتی در مورد وجود یا عدم وجود بخش New Game plus مطرح نشده و حتی ممکن است این بخش در بازی وجود نداشته باشد. با این وجود با توجه به جذابیت های ظاهری فوق العاده بازی و کیفیت فنی بالا، امیدوارم سازندگان در این زمینهدپ هم بتوانند مطابق انتظارات عمل کرده و نتیجه ای مطلوب را از خود به جای بگذارند.

۵-موسیقی های شنیدنی

یکی از مواردی که در هرچه بهتر دیده شدن داستان و اتفاقات بازی در نسخه ی قبل بسیار تاثیر گذار بود، موسیقی های متن شنیدنی بازی توسط Gustavo Santaolalla بود. ترک هایی جذاب، احساسی و بسیار فوق‌العاده که حس و حال لحظات بازی را به زییایی به مخاطب منتقل می ساختند. حال تایید شده که آهنگساز این نسخه هم به مانند نسخه اول، Gustavo Santaolalla خواهد بود. پس پر بیراه نیست که اگر انتظار موسیقی های جذاب و درجه یکی را در این نسخه داشته باشیم. خصوصا این که همانطور که اشاره کردم شاهد داستانی تاریک تر و سیاه تر در این نسخه هستیم و احتمالا لحظات تراژدیک و غمگین قابل توجهی در طول داستان بازی وجود خواهد داشت. با توجه به سابقه آهنگساز بازی، انتظارات از بخش موسیقی و ساندترک های بازی نیز فوق العاده بالاست و هواداران از همین الان برای شنیدن قطعات موسیقی بازی هیجان زده هستند

۶-فریم ثابت و حداقل بودن مشکلات گرافیکی

عناوین ناتی داگ همواره از لحاظ فنی بسیار بهینه و استاندارد عمل کرده اند و کمتر شاهد مشکلات آزار دهنده ای چون افت فریم و یا باگ های متعدد و تاثیر گزار گرافیکی یا گیم پلی بوده ایم، با این وجود به علت توجه بسیار بالای مخاطبان و هواداران و انتظارات گسترده جهانی از این عنوان، مخاطبان و هواداران در بخش های مختلف به کمتر از عالی راضی نخواهند شد بنابراین بدیهی است آنها انتظار کمترین میزان مشکلات فنی و گرافیکی را دارند. با توجه به گرافیک بصری فوق العاده بازی که حیرت انگیز است، انتظارات از بخش گرافیکی بازی در کل بسیار بالاست و هواداران انتظار یک عنوان کاملا بهینه با کمترین مشکلات ممکن را دارند. البته سابقه ناتی داگ همواره نشان داده آنها کار خود را بسیار خوب بلدند و هیچگاه در هیچ بخشی کم کاری نکرده اند. همچنین با توجه به خروجی فنی سه بازی The Last Of Us, Uncharted 4 و Uncharted Lost Legacy, معتقدم این بازی نیز از لحاظ فنی عملکرد درخشانی خواهد داشت…

علاوه بر موارد یاد شده، سازندگان تلاش کرده اند تا بازی و اتمسفر آن را یک قدم دیگر به ولقع گرایانه بودن نزدیک سازند. برای مثال هر کدام از دشمنان معمولی بازی دارای اسم منحصر بفرد خود هستند و اگر یکی از آنها گم شود دیگران با نام او را صدا زده و به دنبال او می‌گردند. همچنین اگر یکی دشمنان را در جلوی چشم دیگران بکشید به نظر می رسد دیگر افراد آنها با خشم و ناراحتی نان او را فریاد می زنند و احساساتی می شوند و می‌خواهند به هر طرقط شما را از پای درآورند. این نکات کوچک شاید آنچنان نقش مهمی در روند مبارزات نداشته باشد، اما می تواند حال و هوای بازی را به واقعیت نزدیک تر سازد.

 

سخن پایانی:

شاید مواردی مانند گیم پلی جذاب یا گرافیک هنری فوق العاده نیز می توانستند در این لیست حضور داشته باشند اما حقیقت این است که کمتر کسی است که نسبت به خوب بودن این دو بخش در ساخته های ناتی داگ تردید داشته باشد و تریلر گیم پلی بازی نیز از یک گیم پلی فوق العاده در کنار یک گرافیک هنری بی نظیر خبر می داد. هر چند بازی زمان عرضه مشخصی ندارد و برخی شایعات به عرضه بازی در اواخر امسال نیز اشاره کرده اند، با این وجود روز به روز صبر هواداران برای این بازی سخت تر خواهد شد و عطش آنها بیشتر. نظر شما چیست و آیا The Last Of Us Part Two می تواند به مانند نسخه اول تبدیل به شاهکاری در تاریخ گیم شود؟

منبع: gamefa نویسنده: نهان شکیبا

به انتخاب پاراکس