آخرین ویدیوها

جدیدترین مطالب

درخشش CD Project Red ادامه می یابد؟
کنسول و بازی یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۱۱:۲۴

درخشش CD Project Red ادامه می یابد؟

انتشار عنوان تحسین برانگیز Witcher 3: The Wild Hunt در سال ۲۰۱۵ برگ تازه ای در دفتر برترین عناوین نقش آفرینی تاریخ گشود. عنوانی که تکمیل کننده سه گانه ماجراجویی های گرالت افسانه ای، به بهترین شکل ممکن بود. یک نقش آفرینی فوق العاده دلپذیر که با داستانی منسجم، روایتی جذاب و شخصیت پردازی درجه یک، از بعد داستانی عملکرد فوق العاده ای از خود به جای گذاشت. دنیای عظیم و در عین حال پر محتوای بازی در کنار مراحل فرعی و Quest های جانبی فوق العاده، تجربه این عنوان را بیش از پیش لذت بخش ساخته بود. عرضه موفقیت آمیز این عنوان، باعث محبوبیت بسیار گسترده استودیو سازنده بازی، یعنی CD Project Red شد.

این محبوبیت و صد البته مقبولیت قابل توجهی که به سمت CD Project Red روانه شد، در کنار سود حداقل ۲۰۰ میلیون دلاری از جانب Witcher 3, موجب شد تا آنها پروژه بزرگ بعدی خود که پیش تولید آن آغاز گردیده بود را با بودجه بسیار بیشتر و نیروی انسانی گسترده تر ادامه دهند. آن پروژه عنوانی نبود جز بازیCyberpunk 2077 که بلاشک اسم آن را شنیده‌، مطالب بسیاری در مورد آن خوانده و ویدئو های متعددی از این بازی مشاهده کرده اید. Cyberpunk 2077 عنوانی جهان آزاد یا همان Open World است که در دنیایی مدرن و رباتیک جریان دارد و بازیبازان را در قالب این پیش زمینه، به ماجراجویی های گسترده وا می دارد. یکی از نکات مورد بحث در مورد این بازی، از همان بدو معرفی، زاویه دوربین اول شخص بازی بود که با بازخورد های ضد و نقیض گسترده همراه بود. برخی افراد این زاویه دوربین کاملا مناسب فضا و پیش زمینه بازی می دانستند و عده ای دیگر معتقد بودند زاویه دوربین سوم شخص می توانست تصمیم بهتری باشد. اما با گذشت زمان بسیاری از تردید ها و گمانه زنی ها در مورد این بازی برطرف شد و با عرضه گیم پلی های مختلف از بازی، و همچنین حضور بازیگر محبوب و سرشناس هالیوود یعنی Keanu Reeves, موجب شد این عنوان مخاطبان بسبار زیادی را به خود جذب کرده، و در کنار عنوان The Last of Us part Two, به عنوان مورد انتظار ترین عناوین پایانی نسل هشتم قرار گیرد. متاسفانه چندی پیش شاهد آن بودیم که این عنوان به شدت مورد انتظار، با تاخیری طولانی و شش ماهه مواجه شده و به جای فروردین ۹۹، در شهریور سال ۱۴۰۰ عرضه می گردد. با این وجود در مقاله پیش رو نگاهی به مهم ترین انتظاراتی که از این عنوان داریم می اندازیم و آن ها را با یکدیگر بررسی می کنیم. با من و گیمفا همراه باشید.

با من و گیمفا همراه باشید.

۱-داستانی درگیر کننده، با روایتی جذاب و  پرداختی چندشاخه
از همان بدو معرفی Cyberpunk 2077, شاهد مقایسه های مختلف م متعدد بین این بازی و ساخته پیشین CD Project Red یعنی ویچر ۳ بودیم. از آنجایی که از بسیاری از جنبه ها مانند روایت داستان، پرداخت شخصیت ها و طراحی دنیای بازی عنوان Witcher 3 ذر سطح فوق العاده ای قرار داشت، به همین دلیل خواه ناخواه همین انتظارات گسترده و سطح بالا از عنوان Cyberpunk 2077 نیز وجود داشت. در واقع به نوعی باید گفت اولین انتظاری که از این عنوان وجود دارد مربوط به بخش داستانی بازی است. خصوصا از آنجایی که Cyberpunk 2077 عنوانی Open World است، درگیر کننده بودن و جذابیت خط اصلی داستانی از جمله مهم ترین چیزهایی است که می تواند از یکنواختی بازی جلوگیری کند. همچنین نباید فراموش کرد که یک بخش داستانی قوی با روایت معنا دار و جذاب، نه تنها باعث می شود مخاطبان ارتباط بیشتری و عمیق تری با بازی برقرار کنند، بلکه به صورت مستقیم و غیر مستقیم روی دیکر جنبه های بازی مانند طراحی مراحل، و گیم پلی تاثیر می گذارد. در کنار این موضوع، از آنجایی که ساخته پیشین CD Project Red از حیث داستانی بسیار عملکرد مطلوبی از خود به جای گذاشت، مخاطبان انتظار داستانی به جذابیت ویچر ۳ را دارند. این نکته نیز لازم به ذکر است که از آنجایی که بازی دارای شخصیت ثابت و از پیش ساخته شده ای نیست و خود بازیبازان باید شخصیت مورد علاقه خود را طراحی کنند، کار نویسندگان در روایت داستان سخت تر خواهد بود. البته که بدیهی است هر گونه قضاوت در مورد کیفیت بخش داستانی بازی، پیش از عرضه و تنها از روی گمانه زنی ها کاملا غیر منطقی و غیر عقلانی است. اما با این وجود می توان به این امیدوار بود که CD Project Red دوباره بتواند عملکردی مشابه عنوان Witcher 3 را ارائه دهد.

یکی از بحث برانگیز ترین حواشی پیرامون این بازی، تفاوت گرافیکی بین شخصیت جانی سیلورهند در دو تریلر سینماتیک و گیم پلی بود که موجب ناامیدی برخی از مخاطبان بازی شد.

۲-مراحل فرعی پر تعداد و در عین حال جذاب و با کیفیت
یکی از بزرگترین چالش های عناوین جهان آزاد، مربوط به مراحل فرعی و فعالیت های جانبی آنهاست. مسأله ای که حتی عناوین بزرگ سبک Open World مانند نسخه های مختلف Assassin’s Creed نیز با آن دست و پنجه نرم می کنند. این معضل، مربوط به تنوع مراحل فرغی و کیفیت طراحی آنها از لحاظ داستانی است. در بسیاری از عناوین جهان آزاد، ماموریت های فرعی قالب و شکلی کاملا مشابه و تکراری داشته و به انجام یکسری فعالیت تکراری با شرایط یکسان به دفعات زیاد خلاصه می شوند. کارهایی مانند گرفتن پایگاه دشمنان، به دست آوردن آیتمی خاص و موارد این چنینی. این ضعف در عناوینی مانند Assassin’s Creed Odyssey, Just Cause 4 و یا حتی عنوان Metal Gear Solid V Phantom Pain  نیز دیده می شد. در بسیاری از عناوین جهان آزاد به نوعی مراحل فرعی و فعالیت های جانبی حکم بستری برای ارتقاء شخصیت و کسب تجهیزات بهتر را دارند و به همین دلیل خود این مراحل و فعالیت ها آنچنان خاص و خوش ساخت نیستند. اما بازی Witcher 3 کاملا در این مورد استثنا به شمار می رود. تقریبا تمامی مراحل فرعی و فعالیت های جانبی بازی دارای یک داستان و پیش زمینه جذاب و منطقی هستند و از حیث تنوع و تفاوت ماموریت های جانبی نیز Witcher 3 بی نظیر عمل کرد تا جایی که برخی مراحل فرعی بازی از حیث جذابیت از مراحل اصلی بازی نیز عملکرد بهتری داشتند. همین مسأله را باید یکی از مواردی دانست که موجب می شد مخاطبان بالای صد ساعت این عنوان را بدون حس یکنواختی تجربه کنند و از تک تک ثانیه های آن لذت ببرند. البته نباید از این نکته نیز غفلت کرد که اتمسفر و فصای تخیلی و گسترده دنیای ویچر این امکان را برای سازندگان مهیا ساخت تا بتوانند مراحل فرعی متنوعی را طراحی سازند. خوشبختانه این بستر تخیلی و همه جانبه در دنیای Cyberpunk 2077 نیز کاملا فراهم است و از آنجایی که دنیای بازی گستردگی بسیاری دارد و انواع و اقسام فعالیت ها و اتفاقات مختلف در آن جریان دارد، دست سازندگان برای نگارش، طراحی و ساخت Side Quests های جذاب و متنوع کاملا باز است. و از آنجایی که Cyberpunk 2077 نیز در مراحل اصلی و فرعی حق انتخاب را به مخاطبان واگذار می کند، سازندگان می توانند مراحل فرعی جذاب با داستان های چندشاخه طراحی سازند که این دسته مراحل و فعالیت ها می تواند به کلی رنگ و بویی جذاب و سرگرم کننده به کوچکترین فعالیت های بازی ببخشد. به لطف وجود بستر مناسب و پیش زمینه های مطلوب، انتظار داریم Cyberpunk 2077 از حیث تنوع Side Quests ها عملکرد هم طراز یا مشابه ویچر ۳ را ارائه دهد.
در کنار کیفیت، تنوع و جذابیت مراحل فرعی و فعالیت های جانبی، دیگر نکته ای که اشاره به آن ضروری به نظر می رسد، مربوط به تعداد و کمیت این مراحل و فعالیت هاست. برای مثال عنوان Witcher 3 تعداد قابل توجهی Witcher Contract, و تعداد بسیاری بیشتری Side Quests را در بر داشت که تنها انجام این مراحل فرعی و اتمام آنها، چیزی نزدیک به سی تا چهل ساعت زمان نیاز داشت‌. در واقع از لحاظ کیفیت و تنوع، و هم از لحاظ کمیت و تعداد مراحل فرعی، عملکرد CD Project Red در ویچر ۳ فوق العاده تحسین برانگیز بود. این انتظار در مورد تعداد و کمیت مراحل فرعی و فعالیت های جانبی Cyberpunk 2077 نیز صدق می کند و از آنجایی که بازی مدت بسیار بیشتری نسبت به ساخته های پیشین CD Project Red در دست ساخت بوده و دچار تاخیر در زمان عرضه نیز شده است، حداقل انتطاری که وجود دارد این است که بازی محتوای جانبی و فرعی بسیار گسترده ای را در بر داشته باشد و از حیث تعداد مراحل فرعی و Side Quests ها نیز موفق عمل کند.

۳-فریم ریت ثابت
چند روز پیش شایعه ای به گوش رسید مبنی بر اینکه مهم ترین دلیل تاخیر شش ماهه عنوان Cyberpunk 2077, ناتوانی کنسول های نسل هشتم( به خصوص کنسول پایه XBOX), در اجرا روان و مناسب بازی بوده است. جالب است بدانید در زمان اولین نمایش بازی نیز برخی کارشناسان معتقد بودند که کنسول های نسل هشتم کار بسیار سختی برای پردازش و اجرا Cyberpunk 2077 خواهند داشت و بهتر می بود که این عنوان تنها برای نسل بعدی عرضه شود. فارغ از تمامی گمانه زنی ها و شایعات، باید بگویم امیدوارم هنگام عرضه، بازی بر روی تمامی پلتفرم ها دارای فریم ریت ثابت باشد تا تحربه بازی لذت بخش باشد. در یکی دو سال اخیر و هنگام تحریه عناوینی مانند Metro Exodus و Borderlands 3 دریافتم که افت فریم می تواند یک عنوان خوش ساخت را به تجربه ای نه چندان لذت بخش و بعضا ناامید کننده تبدیل سازد‌. همچنین نباید فراموش کرد از آنجایی که Cyberpunk 2077 از دوربین اول شخص بهره می برد، اهمیت فریم ریت ثابت بیش از پیش خواهد بود چرا که معمولا عناوین با دوربین اول شخص بیشتر قربانی افت فریم های متعدد می شوند و از طرف دیگر تجربه بازی اول شخص با فریم ریت متغیر، به تجربه بازی به شدت لطمه وارد می سازد.

یکی از نکات مورد بحث در مورد این بازی، از همان بدو معرفی، زاویه دوربین اول شخص بازی بود که با بازخورد های ضد و نقیض گسترده همراه بود. برخی افراد این زاویه دوربین کاملا مناسب فضا و پیش زمینه بازی می دانستند و عده ای دیگر معتقد بودند زاویه دوربین سوم شخص می توانست تصمیم بهتری باشد.

۴-ارزش تکرار بالا
یکی از جذاب ترین نکات در مورد ویچر ۳, ارزش تکرار بسیار بالای بازی بود. به طوری که حتی پس از تجربه ای صدساعته و اتمام بخش داستانی، بازی این پتانسیل را داشت تا مخاطبان را به تجربه دوباره ترغیب ساخته و در عین حال موارد جدیدی برای عرضه در اختیار داشته باشد. تصمیم های تاثیر گذار در طول مراحل اصلی، وجود انتخاب های مختلف در مهم ترین لحظات بازی و همچنین داستان فوق العاده جذاب این عنوان همه دست به دست هم دادند تا ارزش تکرار بازی بسیار بالا باشد. به شخصه انتظاری مشابه از عنوان Cyberpunk 2077 دارم و از آنجایی که بازی دارای فضا، اتمسفر و بستری مناسب برای ارائه یک ماجراجویی کامل، چند شاخه و عمیق است، فکر می کنم سازندگان بتوانند با قرار دادن تصمیم های تاثیر گذار متعدد و چند شاخه کردن بخش داستانی بازی مخاطبان را به تجربه دوباره این عنوان ترغیب کنند. سازندگان پیش تر اعلام کرده بودند که امکان اتمام بازی بدون کشتن حتی یک نفر وجود دارد که همین مسأله به تنهایی نشان دهنده تاثیر فوق العاده عمیق تصمیمات بازیبازان و روش بازی آنها بر روی بخش داستانی است. از طرف دیگر نیز نباید فراموش کرد که از آنجایی که گروه ها و دار و دسته های مختلفی در Knight City حضور دارند، چند شاخه کردن داستان و پرداخت کامل به هر کدام از این گروه ها و دار و دسته ها خود می تواند انگیزه ای جذاب برای تجربه چندباره بازی به شمار آید.

به نظر شما آیا Cyberpunk 2077 می تواند انتظارات را برآورده سازد؟

سخن پایانی:
عنوان Cyberpunk 2077, بلاشک یکی از مورد انتظار ترین عناوین سال به شمار می آید. عنوانی که سایه سنگین ویچر ۳ به عنوان منبع مقایسه و همچنین رقبایی مانند The Last of Us part of Two را نیز احساس می کند. پیش بینی های مختلف و ضد و نقیضی در مورد کیفیت این عنوان در زمان عرضه وجود دارد اما به شخصه امیدوارم CD Project Red یک بار دیگر بتواند با عرضه موفق Cyberpunk 2077, عملکرد درخشان خود را تکرار سازد. به نظر شما آیا Cyberpunk 2077 می تواند انتظارات را برآورده سازد؟

منبع: gamefa نویسنده: تیرداد بیژن

به انتخاب پاراکس