شاخص بورس

قیمت طلا 18 عیار

ريال

قیمت سکه بهار آزادی

ريال

قیمت سکه امامی

ريال

قیمت نیم سکه

ريال

قیمت ربع سکه

ريال

قیمت دلار

ريال

قیمت یورو

ريال

پربازدیدترین

 روستای مرموزی که جزو نقشه ایران نیست!
فرهنگی و اجتماعی سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۰۸:۳۷

روستای مرموزی که جزو نقشه ایران نیست!

روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش اهل هیچ کدام از امکانات روز نیستند و با شرایط 200 سال گذشته زندگی می‌کنند.

فارس پلاس البرز؛ محمدصادق الهی نیا: اینجا سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهن‌هایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند..

از تلویزیون استفاده نمی‌کنند. مراسمی برای ختم و عروسی هم ندارند. مهمان نواز هستند به شرطی که احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور که تاکنون کسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. البته این روزها مراجعات مکرر گردشگران و کنجکاوی زیاد به خاطر چیزهایی که از این مردم شنیده اند آن‌ها را آزار می‌دهد.

پولدار هستند و از طریق فروش زمین‌های پدریشان در تبریز و همچنین پرورش و فروش اسب های اصیل عربی روزگار می گذرانند.

شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به حساب نمی آیند. هیچگونه خدمات دولتی را دریافت نمی‌کنند.

اینجا روستای ایستا است؛ مرموزترین روستای ایران! جایی که هیچگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند و بدون آب لوله کشی، گاز، برق، درمانگاه، ماشین آلات، وسایل ارتباطی و ... زندگی می کنند.

حدود 20 خوانوارند که ارتباطی جز با ضرورت با بیرون از روستا ندارند. شیعه هستند و اعتقاد دارند برای انتظار ظهور باید بنشینند و از مظاهر پیشرفت های غرب دور باشند.

عکس | تصویر هوایی روستای ایستا در طالقان 

میرزا صادق مجتهد تبریزی که در سال ۱۳۱۱ فوت کرد، از جمله فقهایی است که تأکید فراوانی به صورت نظری و عملی بر روش «طرد مطلق اندیشه تجدد و دست‌آوردهایش» داشت و تا پایان عمر به عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا داد. از نظر او حکومت که قانون‌گذار و مجری قانون است، از آن خدا است و بعد پیامبر او و سپس به امامان شیعه می‌رسد وحکومت دیگری قبل از ظهور شرعی نیست.

مـیـرزا صـادق از مخالفان سرسخت مشروطیت و پیامدهای آن بود؛ به طوری که در سال 1292 شمسی با برخی از علما به محمدعلی شاه، ششمین پادشاه سلسله قاجاریه، تلگرام فرستاد و لغو مشروطیت را خواست.

به گفته دکتر حسین عسگری البرز پژوه برجسته کشور خاستگاه اصلی اهل توقف، شهر تبریز است. پس از وفات میرزا صادق، مقلدانش در آن شهر به یکی از شاگردان او به نام سـیـدحسین نجفی طباطبایی (مدفون در قبرستان مارالان تبریز) رجوع کردند.

پس از مرگ او، فرزندش سیدجواد زعامت دینی اهل توقف را عهده دار شد. حدود سیزده خانوار پرجمعیت که همان هسته اولیه اهل توقف طالقان هستند با طرح شبهه در میزان دانش فقهی سیدجواد، ناچار در سال 1366 شمسی با هـدف جلوگیری از ایجاد تنش، به منطقه ای در شهرستان تنکابن مهاجرت کردند. آنها سه سال بعد به علت عدم تحمل دشواری های پیش آمده محیطی در روند تولید گندم، تنکابن را به مقصد طالقان ترک کردند. آنها وجود احادیث منزلت طالقان در آخر الزمان، گرایش مذهبی اهالی، آرامش و محیط زیست سـالم و طـبـیـعـی و عدم انجام پدیده اصلاحات ارضی در آبادی های طالقان را عمده ترین دلایل انتخاب این منطقه برای سکونت قوم برمی شمارند.

میرزا صادق مجتهد تبریزی که در سال ۱۳۱۱ فوت کرد، از جمله فقهایی است که تأکید فراوانی به صورت نظری و عملی بر روش «طرد مطلق اندیشه تجدد و دست‌آوردهایش» داشت و تا پایان عمر به عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا داد

 به اهالی‌ این روستا «اهل توقف» می‌گویند که همه این عنوان‌ها به تحقیقات یکی از پژوهش‌گران بومی در حدود ۲۰ سال پیش باز می‌گردد. هنوز جایی یا کسی رسماً آنان را فرقه یا صاحبان دین جدید نخوانده، ولی دائماً گفته می‌شود از مردم فاصله می‌گیرند و کسی را به روستای‌شان راه نمی‌دهند.

چون شب ها خانه های خود را با فانوس روشن می‌کنند به این روستا «فانوس آباد» هم می‌گویند.  در منابع تحقیقی و آماری تعداد افراد روستا ۲۵۰ نفر ذکر شده که همگی ترک تبریز هستند. رهبرشان شخصی است که حدود ۳۰ سال پیش دیگران را برای جا به جایی و سکونت در این‌جا تشویق کرده است و در حال حاضر ۸۰ سال دارد.

در روستای ایستا برای گرمایش و پخت و پز از هیزم استفاده می‌شود

کودکان روستا برای علم آموزی به مدارس طالقان نمی‌روند بلکه به سبک سنتی و مکتب خانه‌ای با فراگیری دروس همانند و اجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید با سواد می‌شوند.

ساعت از هر نوعی در محل زندگی اهالی این روستا وجود ندارد و سیمان و آهن در معماری خانه‌های آنان به کار نرفته است و درها همه چوبی هستند. هیچ زنی را به محدوده روستای خود راه نمی‌دهند و از گفت‌وگو با زن‌ها غریبه به شدت پرهیز می‌کنند.

بیماران خود را به روش سنتی درمان می‌کنند و به پزشک مراجعه نمی‌کنند مگر در حال اضطرار. هیچ گونه نزاع و جرمی از آنان تاکنون گزارش نشده است.

ورود به این ملک شخصی اکیداً ممنوع است

از بالای کوه که به روستا نگاه کنیم قلعه ای وسط دره است. در همسایگی قلعه یک ملک با دو سوله بسیار بزرگ و با سقف قوسی وجود دارد و یک رستوران سنتی. پیش از آن‌که وارد محوطه بیرونی قلعه شوید نوشته‌هایی با خط نستعلیق روی زمینه سفید توجه‌تان را جلب می‌کند. «این‌جا ملک شخصی است»، «عکس‌برداری و فیلم‌برداری نکنید»، «لطفاً مزاحم نشوید»، «ورود به این ملک شخصی اکیداً ممنوع است».

از شایعات دیگری‌که سرزبان‌ه‌است این‌که اینان هر جمعه صبح شمشیرهایی دارند که آن را صیغلی کرده اسبان‌شان را تیمار می‌کنند تا به محض ظهور منجی، به یاری‌اش بشتابند

در این روستای کوچک هیچ نشانی از تکنولوژی و زندگی امروزی وجود ندارد. در کوچه‌ پس‌کوچه‌هایش هیچ خبری از دوچرخه، موتور، ماشین یا وسایل مرسوم کشاورزی مانند تراکتور نیست. خانه های کوچک خشتی در میان زمین های کشاورزی و دامداری قرار گرفته اند. اینجا خبری از آب، برق، گاز و تلفن نیست.اهالی از آب چشمه و چاه استفاده می کنند و شب هایشان را با نور فانوس روشن نگه می دارند.

سیدمصطفی علی خانی یکی از اهالی طالقان است که تا کنون چندین مرتبه به این روستا رفته است. او درباره این روستا می گوید: مردم این روستا در یک جایی از تاریخ انگار متوقف شده اند. مردانشان شلوارهای پشمی و پیراهن های بلندی می‌پوشند که تا زانو آمده است. زنان و دخترانشان از خانه بیرون نمی‌آیند و هیچ‌کس آنها را ندیده است. در ضمن هیچ زنی هم اجازه ورود به این روستا را ندارد. به این روستا تنها مردان، آن هم به سختی امکان رفت و آمد دارند.

این خانواده ها به این دلیل از امکانات مرسوم زندگی پرهیز می‌کنند که آن را شبیه زندگی کفار می دانند. آن‌ها تمام ملزومات زندگی شان را خودشان تامین می‌کنند و اگر به ناچار برای خرید برخی ملزوماتی که بیشتر هم مربوط به دامداری است از روستا خارج شوند با گاری و اسب به طالقان می‌آیند و تنها از کسانی خرید می کنند که به نظرشان کسب و کارشان پاکیزه است. علی خانی در این باره ادامه می دهد: مردم طالقان این افراد را سال هاست که پذیرفته اند و هیچ مشکلی با آنها ندارند چرا که اهالی توقف رفتار بسیار خوبی دارند. مردمان آرامی هستند که تا به حال هیچ کس نزاع و درگیری ازشان ندیده است. درباره اعتقاداتشان هم با هیچ کسی وارد بحث و گفت وگو نمی شوند و تلاش نمی کنند تا دیگران را نسبت به سبک زندگی شان متقاعد کنند و کسی هم در مقابل از آنها‌سوال و جواب نمی کند.

موافقی بمان، مخالفی برو

علی خانی که در رفت و آمدهایش به این روستا تلاش کرده تا شناخت کامل تری نسبت به سبک زندگی شان پیدا کند، می‌گوید: اهالی این روستا ‌ انگار تارک دنیا شده اند. در این روستا هیچ خبری از عروسی، جشن، تولد و مناسبات معمولی مردمان امروز وجود ندارد. هیچ کدام شناسنامه و کارت شناسایی ندارند. از هیچ امکانات شهری استفاده نمی کنند. حتی روستایشان هم در وزارت کشور ثبت نشده است. در این روستا مدرسه نمی بینید. کودکانشان به سبک سنتی و مکتب خانه ای با فراگیری دروس قدیم و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید با سواد می شوند.

در این روستای کوچک هیچ نشانی از تکنولوژی و زندگی امروزی وجود ندارد. اینجا خبری از آب، برق، گاز و تلفن نیست.اهالی از آب چشمه و چاه استفاده می کنند و شب هایشان را با نور فانوس روشن نگه می دارند

 قبل تر حدود 40تا 50 خانواده در این روستا زندگی می کردند اما الان تعداد این خانواده ها به عدد 10 رسیده است. گویا وقتی کودکان به سن بلوغ می‌رسند این اجازه را دارند تا خودشان درباره ادامه زندگی شان تصمیم بگیرند. یا در روستا می مانند و به همین شیوه زندگی شان را دنبال می‌کنند یا برای ورود به جامعه راهی می‌شوند.

 علی خانی در این باره می گوید: آن طور که ما شنیده ایم و در میان مردم طالقان گفته می شود کسی که این روستا را ترک کند دیگر اجازه ورود به آن را ندارد. نکته دیگر اینکه در حال حاضر این روستا به مقصد بسیاری از گردشگران مرد تبدیل شده است. از مسؤولان کشوری بگیرید تا مسافران و گردشگران زیادی که برای کنجکاوی وارد این روستا شده اند و زندگی مردم این منطقه را از نزدیک مشاهده کرده اند.

30 سال است کسی زنان روستا را ندیده است

در این‌جا هیچ زنی را از خارج از مجموعه‌شان راه نداده و زنان اینان را نیز تا به حال کسی ندیده. ۳۰ سال است زنان در این‌جا حبس‌اند. گفته می‌شود به اختیار خودشان است و هر کسی خواسته از این‌جا رفته. مثل خانواده‌هایی که زنده‌گی با این سبک و مرام را تحمل نکرده و برای همیشه از قلعه خارج شده‌اند. چند خانه‌ی بزرگ در قلعه پس از خروج آن خانه‌واده‌ها خالی مانده است. ولی خانه‌وار جدیدی بعد از آن هم اضافه نشده. در این‌جا حتی کتاب‌های چاپی هم راه ندارد.

گفته می‌شود چند نسخه‌ی خطی گران‌بها نزد اهالی است و در هر خانه هم یک جلد توضیح‌المسائل مجتهدشان که آن هم دست‌نویس است.

از شایعات دیگری‌که سرزبان‌هاست این‌که اینان هر جمعه صبح شمشیرهایی دارند که آن را صیغلی کرده اسبان‌شان را تیمار می‌کنند تا به محض ظهور منجی، به یاری‌اش بشتابند.

دکتر حسین عسگری البرز پژوه در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در رابطه با سبک زندگی اهالی این روستا می‌گوید:  اهالی روستای ایستا تأکید می‌کنند که سبب اصلی پرهیزشان از زندگی امروزی به جهت تشابه آن به زندگی کفار و بدعت بودن آنها است. به زیارت امامان شیعه نمی‌روند زیرا استفاده از وسایل نقلیه امروزی را جایز نمی‌دانند. آن‌ها خود را مستطیع نمی‌دانند و به حج نمی‌روند زیرا عزیمت به حج به آن شکلی که می‌خواهند برایشان موانعی همانند گذر از مرز و استفاده از شناسنامه و وسایل نقلیه امروزی را در پی دارد.

نگارنده اثر «پژوهشی درباره اهل توقف در طالقان» ادامه می‌دهد: اهل روستای ایستا اوقات شرعی نماز را با شاخصه‌های خود استخراج کرده و آغاز و پایان ماه مبارک رمضان را نیز با رؤیت خویش تعیین می‌کنند. به رؤیای صادقه معتقدند و در تأیید روش زندگی خود به خواب‌های معنوی استناد می‌کنند. اهل توقف به شدت منتظر ظهور حضرت مهدی (عج) هستند و بر این نظر هستند که اکنون آخرالزمان است و آخرالزمان از دوره مشروطیت آغاز شده است. ایمان در نگاه آنان از جنس تعهد است از همین منظر عقل را وظیفه‌ساز نمی‌دانند و وجود آن را فقط برای وظیفه شناسی ضروری می‌پندارند.

این پژوهشگر می‌گوید: در اعیاد و سوگواریی‌ها نیز مراسم خاصی برگزار نمی‌کنند. اهل توقف در هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی شرکت نمی‌کنند و باورهای خود درا نیز تبلیغ نمی‌کنند. کم عیب‌ترین حکومت دوران غیبت کبری را قاجاریه می‌پندارند!  بنابراین برخی از آن‌ها تلاش می‌کنند نسب خود را به قاجاریه برسانند.

برای خرید مایحتاج خود همانند، پارچه، میخ و مقدار بسیار کمی آهن و شیشه و مانند این‌ها به شهر طالقان می‌روند و خودشان آهنگری و نجاری دارند.

چندان مالکیتی برای اموالشان در میان خود نمی‌بینند و بر سر اموال با کسی نزاع نمی‌کنند و اگر کسی در دارایی آن‌ها تصرف کند با او درگیر نمی‌شوند و از مال خود چشم‌پوشی می‌کنند.

در دهکده آن‌ها کسانی را می‌توان سراغ گرفت که تنها 2 یا 3 بار به بیرون از محل سکونتشان رفته‌اند امرار معاش آنها از فروش املاک موروثی در شهر تبریز و فروش گاو و گوسفند صورت می‌گیرد.

اهل توقف افراد غیر از خود را «اهل بیرون» می‌نامند در بخشی از اراضی آن روستا کشاورزی و دامپروری کاملاً سنتی انجام می‌پذیرد. برای تردد از اسب و قاطر استفاده می‌کنند و در توجیه این رفتار می‌گویند که به ناچار و به جبر از صنعت و ابزار جدید استفاده می‌کنند.

احمد شریفی یکی از اهالی طالقان که فرصت رویارویی  و صحبت با آقای ضیایی رهبر این روستا را داشته می‌گوید: بر خلاف داستان سرایی های زیادی که در مورد اهالی این روستا می‌شود بسیار مردم مهربانی هستند و حتی از ما که بدون اجازه وارد ملک آ‌ن‌ها شده بودیم پذیرایی کردند.  آ‌نها اهل خلوتند و دوست ندارند کسی در زندگی آن‌ها سرک بکشد.  غذایشان محلی و طبیعی بوده و خوراکی که خاستگاه و چگونگی تولیدش معلوم نباشد مصرف نمی‌کنند و از خوردن گندم و میوه‌هایی که با کود شیمیایی و سموم دفاع آفات نباتی به عمل آمده باشد به شدت پرهیز می‌کنند.

شریفی می‌گوید: اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و جزء آمار جمعیتی ایران  به شمار نمی‌روند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله‌کشی، گاز، برق، تلفن، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و رایانه استفاده نمی‌کنند.

وی ادامه می‌دهد: آقای ضیایی خودش برای من می‌گفت که برخی چهره های سیاسی و شخصیت های فرهنگی برای دیدنش می‌آیند. از دکتر صالحی انرژی هسته ای گرفته که خودش هم طالقانی است تا مسعود ده نمکی و مهدی نصیری و برخی دیگر. البته ارتباطی بین آن‌ها نیست بلکه جذابیت این مردم با این مدل سبک زندگی و صفا و بی آلایش بودن این مردم آن ها را هر چند وقت یکبار اینجا می‌کشاند. 

اسب هایی که 2 تا 10 میلیارد قیمت دارند

شریفی می‌گوید: یکی از درآمدهای اصلی اهالی روستا که البته سرگرمی و تفریحشان هم هست؛ پرورش اسب های اصیل عربی است. یکبار آقای ضیایی به من گفت ما قبلا یک اسب از اصطبل امیر قطر خریدیم و همه این اسب ها که اینجا می‌بینی از نسل همان اسب هستند. شاید باورتان نشود اما اسب هایی که در این روستا هستند از 2 تا 10 میلیارد قیمت دارند! این اسب ها هم به کشورهای عربی و اروپایی می‌فروشند.

خودشان هم زین و پالان دست دوز تولید می‌کنند اما این درآمد سرشار جایی از روستا خود را نشان نمی‌دهد و جز به حد ضرورت تولید نمی‌کنند و نمی‌خورند و نمی‌پوشند.

 اگرچه ورود به روستا علی رغم درخواست های مکرر از اهالی برای ما میسر نشد اما همین میزان اطلاعاتی که از برخی افراد مطلع بدست آمد نشان می‌دهد زندگی اهالی این روستا برای ما که عادت به استفاده از امکانات متعدد داریم و هر روز هم ابراز و اسبابی جدید پای به زندگی ما باز می‌کند چقدر عجیب و غیر قابل تصور می‌تواند باشد.  البته اهالی این روستا به دلیل اینکه ازدواجی خارج از روستا انجام نمی‌شود رفته رفته در حال کاهش هستند اما قطعا گفتنی های زیادی در رابطه با زندگی آن‌ها و آنچه در این سی سال عزلت تجربه کرده اند وجود دارد که شاید روزی بیشتر برای ما روشن شود.

منبع: فارس نیوز نویسنده: نهان شکیبا