قیمت هرگرم طلا: ريال

قیمت سکه امامی: ريال

قیمت نیم سکه: ريال

قیمت ربع سکه: ريال

قیمت دلار: ريال

قیمت یورو: ريال

جدیدترین مطالب

هر آنچه باید قبل از دیدن سریال The Witcher بدانید
فیلم و سریال دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۱۰:۰۲

هر آنچه باید قبل از دیدن سریال The Witcher بدانید

می‌توان حدس زد احتمالا زمانی که آندری ساپکوفسکی داستان‌‌های کوتاه و رمان ویچر (The Witcher) را می‌نوشت، در خواب هم نمی‌دید که روزی یک بازی ویدیویی دنیایی را که به رشته تحریر در آورده بود، تا این حد جهانی و معروف کند. اما به لطف قلم خوب ساپکوفسکی و البته سه‌گانه اقتباسی بی‌نظیری که سی‌دی پراجکت‌رد از این رمان ساخت، ویچر در سراسر دنیا محبوب است و این محبوبیت به جایی رسیده که نتفلیکس تصمیم بگیرد سریال اقتباسی خودش را بسازد.

اما اگر اهل بازی‌های ویدیویی نیستید و هیچ کدام از رمان‌ها را هم مطالعه نکرده باشید، احتمالا ارتباط برقرار کردن با سریال ویچر کمی سخت خواهد بود. با دیدن همان قسمت اول سوالات بی‌شماری در ذهنتان شکل می‌گیرد که احتمال دارد با زیرنویس‌های اشتباه شرایط بدتر هم شود. ویچر دقیقا چیست؟ منظور همان جادوگر است؟ پس بیاید همه این سوال‌ها را به نوبت پاسخ دهیم تا برای دیدن سریال کاملا آماده شوید و حتی شاید به خواندن کتاب‌ها و تجربه‌ بازی هم ترغیب شوید. در ادامه با ویجیاتو همراه باشید.

یک ویچر چه کسی است؟

بله می‌خواهیم دقیقا از سر پیاز شروع کنیم. ویچر شکارچی هیولایی است که دیگران او را برای کشتن بدیهتا همین هیولاها استخدام می‌کنند.

یک ویچر؟ یعنی بیشتر از یک نفر هستند؟

بله. ویچرها کم و نادر هستند اما گرالت (Geralt)، شخصیت اصلی سریال، تنها ویچر نیست. یکی از همان قسمت‌های اول سریال با کشته شدن یک هیولا توسط گرالت شروع می‌شود، هیولایی که خود ویچر دیگری را پیش‌تر کشته است و در جایی دیگر از سریال از زبان گرالت خواهید شنید که او نام فردی به نام وزمیر (Vesemir) را بیان می‌کند، وزمیر ویچری است که گرالت را آموزش داده. با وجود آنکه ویچرهای مختلفی در دنیا وجود دارند اما کتاب‌ها، بازی و سریال همگی به طور منحصر به فرد روی ماجراجویی‌های گرالت از ریویا و کسانی که راهش به آن‌ها می‌خورد، سر و کله می‌زند.

چرا ویچرها کم و نادر هستند؟ من هم می‌‌توانم ویچر شوم؟

احتمالش کم است. ویچرها همگی انسان‌هایی عادی بودند که به لطف طب سنتی و جادو به ابرانسان تبدیل شده‌اند، ابر انسان‌هایی محیرالعقول‌تر از سوپرمن که می‌توانند اکسیرهایی بنوشند که برای انسان‌های عادی بیش از حد سمی است. تبدیل شدن به یک ویچر فرآیندی طاقت‌فرسا به نام Trial of the Grasses است که تنها یک سوم کسانی که آن را انجام می‌دهند، زنده می‌مانند.

اینا رو از کجات در میاری؟

نه واقعا. سریال ویچر همانطور که تو مقدمه گفتم، اقتباسی از یک سری کتاب نوشته شده به دست آندری ساپکوفسکی، نویسنده لهستانی است. داستان‌های ویچر در خود لهستان بسیار پرطرفدار هستند و یک سری کمیک، سریال تلویزیونی، فیلم و حتی یک بازی رومیزی بر مبنای نوشته ساپکوفسکی در لهستان عرضه شده است. اما معروف‌ترین این اقتباس‌ها، سه‌گانه بازی‌های ویچر است که به دست استودیو لهستانی CD Projekt RED ساخته شده.

سریال تا چه حد به بازی‌های ویدیویی شبیه است؟

تقریبا شبیه، چرا که هر دو بازی و سریال به دست کسانی ساخته شده‌اند که منبع اصلی را خوانده‌اند. یکی از واضح‌ترین المان‌های وام گرفته شده از بازی‌ها، اجرا و صدای هنری کویل است که او تمام تلاشش را در تقلید صدای داگ کاکل (Doug Cockle)، صداگذار گرالت در بازی، انجام داده است. اگر سری بازی‌های ویچر را تجربه نکرده باشید، بهتر است هر چه زودتر این کار را انجام دهید چرا که خیلی از تصمیمات و صحبت‌های کویل در سریال اشاره‌ای مستقیم به ورژن گرالت در بازی دارد. هر چند در انتخاب بازیگرهای دو کاراکتر مهم دیگر یعنی ینفر (Yennefer) و تریس (Triss) می‌توان گلایه‌هایی را مطرح کرد.

چه خوب، حالا تمام این داستان‌ها در کجا اتفاق می‌افتد؟

داستان ویچر در قاره‌ای به نام «قاره» رخ می‌دهد.

ببخشید، چی‌ شد؟

اگر شما هم فکر می‌کردید جایی که در آن زندگی می‌کنید، تنها قاره دنیاست. برایش اسمی انتخاب می‌کردید؟

منطقی بود. پس یک قاره داریم و کلی هیولا، درسته؟

دقیقا. اما چیزی که جهان ویچر را به شدت جالب می‌کند، این است که قاره مملو از مردمان فانتزی‌طوریست که انتظارش را دارید، الف‌ها، کوتوله‌ها و موجوداتی از این قبیل. اما مدتی قبل‌تر، یک اتفاق به نام «برخورد کره‌ها» (Conjunction of Spheres) باعث شد تا این دنیا در تماس با جهان‌های دیگری قرار بگیرد که موجوداتی افسانه‌ای در آن زندگی می‌کردند. بنابراین در این دنیای جدید، هیولاهایی چون خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها را دارید به علاوه یک سری موجودات نشات گرفته از فرهنگ عامه مثل پری‌ها و حتی موجوداتی کمتر شناخته شده از افسانه‌‌های اسلاوی.

و جادو هم تو داستان داریم، نه؟

بله. ویچرها می‌توانند از جادوهایی ابتدایی استفاده کنند، کارهایی ساده که به «نیرو» در دنیای جنگ ستارگان شباهت دارد. اما ویچرها همچنین با ساحره‌ها هم در ارتباط هستند، کسانی که درست مانند ویچرها امتحاناتی سخت را پشت سر می‌گذارند تا به کسی که حالا هستند، تبدیل شوند. ارتباط بین ویچرها و ساحره‌ها خود یکی از موضوعات اصلی دنیای ویچر است. بسیاری از هیولاها از نفرین‌های مردم شکل می‌گیرند و هر چند که این نفرین‌ها قابل برداشتن هستند، ویچرها و ساحره‌ها نمی‌توانند آبی را که ریخته شده، جمع کنند. مردم آن‌ها را به چشم انسان‌هایی عجیب غریب می‌پندارند که زندگی‌هایی آواره مانند دارند.

بعضی اوقات این اشتراک‌ها باعث می‌شود ویچرها و ساحره‌ها با یکدیگر هم‌پیمان شوند، همکاری‌هایی که گاهی البته به روابطی پیچیده‌تر (چشمک) هم منجر می‌شود و برخی اوقات نیز آن‌ها را درست در مقابل همدیگر قرار می‌دهد.

من شنیدم که این سریال شبیه گیم‌ آو ترونز است، واقعا شباهت دارد؟

یک جورایی. قاره مملو از ده‌ها قلمرو و امپراطوری مختلف است که هر کدام روابط خاص خودشان را با هم دارند. توصیه نمی‌کنیم خیلی درگیر اسم‌ها و این جزییات شوید به جز البته امپراطوری نیلفگارد، یکی از قلمروهایی جنوبی که پر از آدم‌های عوضی و بدی است که کارهای بد می‌کنند و زره‌ای سیاه‌رنگ بر تن دارند. شاید گیم آو ترونز بهترین مقایسه نباشد چرا که گیم آو ترونز اطمینان حاصل می‌کرد تا همه کاراکترها را به خوبی بشناسید تا خیانت‌ها و بازی قدرت در سریال به اندازه جنگ‌ها هیجان‌انگیز باشد. اما در ویچر بیشتر این قلمروها بهانه‌ای است برای رفتن کاراکتر اصلی از نقطه‌ای به نقطه دیگر.

پس بیشتر شبیه چه سریالی است؟

ماجراجویی‌های هرکول.

بیشتر توضیح بده

یک بخش لاینفک از تمام اقتباس‌های ویچر، شخصیت‌پردازی گرالت است. گرالت علاقه چندانی به معاشره ندارد چرا که بیشتر حکم وسیله‌ای را برای نقل و بیان داستان‌هایی کوتاه دارد،‌مشابه هرکول و دیگر سریال‌های ماجراجویی دهه ۹۰. خیلی راحت می‌توان گرالت را شخصیتی خسته کننده دانست اما هدف دقیقا همین است درست مثل هرکول. گرالت پیشینه کاملی دارد که هر از چند گاهی به آن پرداخته می‌شود اما بیشتر او مثل یک دیوار مستحکم و قوی است که دوراهی‌های اخلاقی و مشکلات کاراکترهای دیگر به آن برخورد می‌کند و منعکس می‌شود.

گرالت به یک شهر وارد و برای کاری استخدام می‌شود. کار مورد نظر بسیار پیچیده‌تر از آنچه فکرش را می‌کردیم، از آب در می‌آید و گرالت که هر روز به خودش دروغ می‌گوید که درگیر کار نمی‌شود، در نهایت درگیر ماجرا می‌شود. معمولا یک نبرد بزرگ و اتفاقی غیرقابل پیش‌بینی اتفاق می‌افتد و گرالت به راهش ادامه می‌دهد معمولا به خاطر اینکه کسی از دستش عصبانی است. مردم به طور کلی ویچرها را با وجود آنکه بهشان نیاز دارند، دوست ندارند.

پس چندان به این ماجراجویی‌ها توجه نکنیم؟

ترجیحا این کار را نکنید. اینکه بدانید هر لحظه از سریال در چه مکان و زمانی است، تصور و درک بهتری از ماجراجویی‌های گرالت بهتان می‌دهد و اهمیت افرادی را که سر راهش قرار می‌گیرند، بهتر مشخص می‌کند.

مگه دونستن زمان اتفاقات هم مهمه؟

بله. سریال هیچ وقت به طور مستقیم به آن اشاره نمی‌کند اما بیشتر فصل اول در سه خط زمانی مختلف جریان دارد. اولین و قدیمی‌ترین خط زمانی آن است که داستان ینفر را در راه تبدیل شدنش به یک ساحره دنبال می‌کند. خط زمانی میانی چندین دهه دیرتر اتفاق می‌افتد و به ماجراجویی‌های گرالت اختصاص دارد و آخرین خط زمانی هم مخصوص سیریلیا (Cirilla)، شاهزاده‌ای است که از خانه‌اش یعنی فرمانروایی سینترا گریزان است چرا که به دست امپراطوری نیلفگارد نابود شده.

به نظر الکی پیچیده میاد

چون واقعا هم است. سریال در مشخص کردن این سه خط زمانی بسیار ضعیف عمل می‌کند. تنها نشانه‌هایتان این است که می‌بینید کسی که مرده حالا صحیح و سالم است یا اینکه یک فرمانروایی سقوط کرده، در صفا و صمیمیت به حکومت ادامه می‌دهد. اقدام نهایی سریال این است که سه شخصیت مهم گرالت، ینفر و سیری را به هم برساند اما از طرفی می‌خواهد همزمان هم به پیشینه داستان ینفر بپردازد و هم گرالت برای خودش ماجراجویی کند. این چند خط زمانی به خاطر این است که ویچر هم می‌خواهد خر را داشته باشد هم خرما.

من گیج شدم، تقلبی خلاصه‌ای چیزی نیست؟

راستش را بخواهید، جهان‌سازی سریال تا حدی مطابق میل کسانی است که با ویچر آشنایی دارند اما ینفر و گرالت مهم‌ترین شخصیت‌های سریال هستند که هر دو داستانی مشخص و سر راست دارند. اگر همچنان گیج هستید، هر جایی که اسامی سینترا (محل زندگی سیری)، تمریا و نیلفگارد ذکر شد، حسابی حواستان را جمع کنید چرا که شناخت این مکان‌ها به درک داستان کلی و اصلی‌تر کمک می‌کند.

به انتخاب پاراکس